رضا قلى ميرزا نايب الاياله

11

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )

به اين آراستگى مهيّا نشده بود سان ديده روانه نمودند و خود ظل السلطان در شهر تهران با جمعى از شاهزادگان دار الخلافه و محمد باقر خان قلعه بيگى برادر آصف الدوله توقف نموده امام وردى ميرزا منزل به منزل مىآمد تا نزديك قزوين رسيد . از اينكه ركن الدوله برادر او در قراول بود هر روز تهديد به او پناهنده شدن امام وردى ميرزا بچادر سفير روس مينمودند كه اگر برادر تو با ما كج نزاع كند « 1 » چشمهاى تو را خواهيم كند . از اين طرف هم ركن الدوله به برادرش نوشتجات نوشته منع در نزاع و و جدال مىكرد و ترغيب در خدمت محمد شاه مينمود . آن نمك‌ناشناس مجنون نيز بنوشته‌جات برادر فريفته شده شب‌هنگام بدون اطلاع سركردگان و اميران لشكر ، ده دوازده هزار سوار برداشته رو باردوى محمد شاه روان و در چادر ايلچى روس پناهيد . بعد از اطلاع محمد شاه بر وصول كشيكچىباشى ، لنجى صاحب « 2 » انگريز توپچىباشى خود را با چهار عرادهء توپ مأمور كرد . لنجى بدون اطلاع چهار عرّاده توپ را آورده بحواله اردوى بىصاحب . اهل اردو تدبير لنجى صاحب به جهت سردى هوا در درّه نزول نموده لنجى توپ‌ها را ساچمه پر كرده بالادست اردو بر سر بلندى استوار نمود و دهن توپ را به اهل اردو كرده صبح كه اهل اردو برخاسته سرهاى توپ را روى برخود ديده و سردار را نديده ، آواز لنج بلند شد كه سردار شما ديشب ملحق به اردوى ما شده خدمت در اطاعت محمد شاه نمود . شما هريك كه سر اطاعت داريد

--> ( 1 ) - در نسخهء مجلس كج‌تابى كند . ( 2 ) - منظور سر ه . ب . ليندزى Sir Henry Bethun Lindsay مىباشد . ف .